وحدت؛ از محور همگرایی تا ابزار مهندسی معنا

تفاوت میان «وحدت ولایت‌محور» و «وفاق بی‌کانون» صرفاً یک بازی واژگانی نیست؛ وقتی عنوان وحدت مبنای حذف برخی چهره‌های فرهنگی از حماسه خیابان قرار می‌گیرد، مسئله از تغییر ادبیات به مهندسی معنا و مدیریت افکار عمومی می‌رسد.

یادداشت سردبیر خبر بندر امام خمینی(ره): خلق یک واژه جدید، فقط افزودن یک کلمه به فرهنگ سیاسی نیست؛ گاهی ساختن یک زمین بازی جدید است. واژه‌ها اگر به سرمایه فرهنگی و رسانه‌ای مجهز شوند، می‌توانند معنای مطلوب صاحبان قدرت را بر فضای اجتماعی تحمیل کنند. اینجاست که باید میان دو واژه ظاهراً نزدیک اما از نظر گفتمانی متفاوت، یعنی «وحدت» و «وفاق»، تأمل کرد؛ زیرا مسئله امروز نه دعوای لغت‌شناسی، بلکه نحوه استفاده از این واژه‌ها در میدان واقعی جامعه است.

«وحدت» در ادبیات انقلاب اسلامی، مفهومی کانون‌مند است؛ یگانگی، اتحاد و همبستگی حول یک محور. در این منظومه، «ولایت» صرفاً یک واژه در کنار دیگر واژه‌ها نیست، بلکه محور وحدت است. اما «وفاق» اساساً بر توافق، همراهی و کنارآمدن دلالت دارد و می‌تواند بدون یک کانون مشترک تعریف شود. از این منظر، جایگزین کردن «وفاق» به جای «وحدت» و سپس استفاده از عنوان مقدس «وحدت» برای تنظیم مناسبات اجتماعی، یک تغییر ساده واژگانی نیست؛ یک شیفت معنایی است.

اینجاست که مفهوم «کارآفرین گفتمانی» و «مهندس معنا» موضوعیت پیدا می‌کند. جورج لیکاف در نظریه «چارچوب‌بندی» نشان می‌دهد که واژه‌ها فقط پیام را منتقل نمی‌کنند؛ چارچوبی برای فهم پیام می‌سازند. پیر بوردیو نیز از «قدرت نمادین» و قدرت نام‌گذاری در برساختن واقعیت اجتماعی سخن می‌گوید. بنابراین، وقتی یک واژه بارها و بارها تکرار می‌شود، می‌تواند به چارچوبی تبدیل شود که حتی منتقدان نیز ناخواسته درون همان زمین بازی سخن بگویند. اگر «وفاق» سیاست عملی است، چرا ابزار اجرای آن باید «وحدت» نامیده شود؟

بیش از ۲۰۰ شب است که مردم بندرامام‌خمینی(ره) از سرمای زمستان تا گرمای بالای ۵۰ درجه و شرجی تابستان، پای «حماسه خیابان» ایستاده‌اند. این حضور طولانی، سرمایه‌ای نیست که بتوان با تصمیم‌های سلیقه‌ای نادیده گرفت. با وجود زحمات عوامل اجرایی، آنچه در نحوه مدیریت محتوایی مراسم طی این مدت محل انتقاد بوده، شکل‌گیری یک مدیریت هدفمند در انتخاب سخنرانان و مداحان است؛ از حذف طولانی‌مدت برخی چهره‌ها تا حذف سیستمی برخی دعوت‌شدگان، با استناد به عنوان کلی «عدم رعایت وحدت». این در حالی است که اعتراض مردم به این روند، بنا بر مطالبات مطرح‌شده، تاکنون به اصلاح مؤثری منجر نشده است.

اینجا دیگر مسئله یک مداح یا یک سخنران نیست؛ مسئله این است که چه کسی حق دارد به نام «وحدت» دایره وحدت را کوچک کند؟ اگر حماسه خیابان متعلق به مردم است، آیا حذف برخی چهره‌های مذهبی و فرهنگی به دلیل اختلاف در برداشت از وحدت، خود به تضعیف همان وحدتی منجر نمی‌شود که مدعیان این تصمیم در پی حفظ آن هستند؟ اگر معیار، «وحدت حول محور ولایت فقیه» است، معیار دقیق و مصداقی آن کجاست؟ چه کسی آن را تعیین کرده و چرا برای افکار عمومی توضیح داده نمی‌شود؟ آیا وحدت قرار است مردم را گرد یک محور جمع کند یا به ابزاری برای چوب زدن بر سر مردم و حذف نیروهای فرهنگی تبدیل شود؟

حماسه خیابان با حذف بزرگ نمی‌شود؛ با جذب، تنوع و عمق‌بخشی بزرگ می‌شود. سخنران و مداح، صرفاً مجری یک برنامه نیست؛ در چنین اجتماعی بخشی از سرمایه فرهنگی، انگیزه‌بخشی و انسجام اجتماعی است. اگر قرار است این سنگر خیابانی پس از بیش از ۲۰۰ شب همچنان زنده، پویا و اثرگذار بماند، باید کیفیت مدیریت آن نیز هم‌پای کیفیت حضور مردم ارتقا یابد.

وحدت واقعی، ظرفیت جمع کردن نیروهای متنوع حول محور مشترک را دارد؛ اما اگر عنوان «وحدت» به پوششی برای حذف تبدیل شود، آنچه تضعیف خواهد شد، نه یک مداح یا سخنران، بلکه اعتماد مردم به سازوکار مدیریت این اجتماع است. وقت آن رسیده است که متولیان امر میان «وحدت ولایت‌محور» و «وفاق بی‌کانون» مرز روشن بگذارند؛ زیرا نمی‌توان با تغییر معنا، واقعیت را تغییر داد و نمی‌توان به نام وحدت، از سرمایه اجتماعی مردم هزینه کرد.

انتهای پیام./

https://biknews.ir/18530کپی شد! https://khabarbandaremamkhomeyni.ir/18530/وحدت؛-از-محور-همگرایی-تا-ابزار-مهندسی-م/کپی شد!