مدیران بومی میروند؛ مسئولان همچنان سکوت میکنند
یادداشت سردبیر خبر بندر امام خمینی(ره)؛ تغییرات مدیریتی در شرکتها، سازمانها و صنایع بزرگ، بخشی طبیعی از فرآیند حکمرانی و مدیریت محسوب میشود. مدیران جدید با رویکردها و اولویتهای متفاوت وارد میدان میشوند و در بسیاری از موارد تیم مدیریتی خود را نیز بازآرایی میکنند. اما آنچه این روزها در برخی صنایع مستقر در جنوب خوزستان مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته، اصل تغییر مدیران نیست؛ بلکه نحوه مواجهه با نیروهای بومی متخصص و باتجربه است.
مسئولان استان و منطقه، نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی در سالهای اخیر، بارها بر ضرورت استفاده حداکثری از ظرفیتهای بومی، ارتقای نیروهای متخصص منطقه و بهرهگیری از نخبگان محلی در سطوح مدیریتی تأکید کردهاند. این وعدهها در منطقه بندرامام خمینی(ره) که میزبان بزرگترین صنایع پتروشیمی، بندری و انرژی کشور است، همواره با استقبال افکار عمومی مواجه شده و به یکی از مطالبات جدی جامعه محلی تبدیل شده است.
با این حال، برخی تحولات اخیر این پرسش را در میان افکار عمومی ایجاد کرده که آیا میان شعار حمایت از نیروهای بومی و واقعیتهای جاری فاصلهای معنادار وجود دارد؟
نمونه این نگرانیها را میتوان در تغییرات مدیریتی صورتگرفته در پتروشیمی اروند مشاهده کرد؛ جایی که ابراهیم علیزاده در حوزه مالی و ابراهیم چگنی در حوزه منابع انسانی، بهعنوان دو مدیر بومی، تحصیلکرده و دارای سابقه اجرایی، از مسئولیتهای خود کنار رفتند. آنچه این موضوع را قابل تأمل میکند، نه صرف جابهجایی افراد، بلکه شکلگیری این برداشت در افکار عمومی است که نیروهای بومی، صرفنظر از گرایشهای فکری و سیاسی، از پشتوانه لازم برای حضور و تداوم فعالیت در سطوح مدیریتی برخوردار نیستند.
واقعیت آن است که بندرامام خمینی(ره)، در دهههای گذشته صدها نیروی متخصص، مدیر، کارشناس و نخبه دانشگاهی را در حوزههای پتروشیمی، بنادر، دریانوردی، صنعت و مدیریت تربیت کردهاند. بسیاری از این نیروها دارای دانش، تجربه و شناخت عمیق از مسائل منطقه هستند و میتوانند نقش مؤثری در فرآیند تصمیمسازی و توسعه پایدار ایفا کنند.
با این وجود، از نگاه بخشی از افکار عمومی، معیارهای اثرگذار بر انتصابها و ارتقای شغلی در برخی مواقع فقط به تخصص و شایستگی محدود نمیشود. همین مسئله موجب شده است که بخشی از جوانان تحصیلکرده منطقه احساس کنند برای دستیابی به فرصتهای مدیریتی، عوامل دیگری نیز در کنار توانمندیهای حرفهای نقشآفرینی میکنند.
اما شاید نگرانکنندهتر از جابهجایی چند مدیر بومی، سکوت بخشی از نخبگان، چهرههای اثرگذار و برخی مسئولان در برابر این تحولات باشد. سکوتی که از نگاه جامعهشناسی این پرسش را ایجاد کرده است که چرا موضوع حفظ و تقویت سرمایه انسانی بومی، آنگونه که باید به یک مطالبه جدی و مستمر تبدیل نشده است.
بیتردید آثار تصمیمات مدیریتی در بلندمدت آشکار خواهد شد؛ اما آنچه امروز اهمیت دارد، جلوگیری از فاصله گرفتن میان سرمایه انسانی بومی و مراکز تصمیمسازی است. تجربه نشان داده است که توسعه پایدار، بدون مشارکت نخبگان و نیروهای متخصص محلی، نه پایدار خواهد بود و نه مورد پذیرش جامعهای که سالها بار توسعه صنعتی کشور را بر دوش کشیده است.
انتهای پیام./

