اقـــناع؛ توجیهی ناتوان در برابر واقعیتهای میدانی و اراده ملی
یادداشت دبیر اجتماعی-سیاسی خبر بندر امام خمینی(ره): در تجمعات شبهای گذشته سخنان برخی مسئولان در خصوص هدف از مذاکرات، پرسشهای اساسی و تأملبرانگیزی را در اذهان عمومی پدید آورده است. بیان اینکه “ما مذاکرات را برای اقناع داخل و خارج انجام دادیم”، از کسانی که دارای مسئولیت های مهم در این نظام هستند، سطحی از تحلیل را به نمایش میگذارد که به دور از انتظار و شأن جایگاهشان است و با واقعیتهای جاری و رویکرد ملت همخوانی چندانی نداد.
در یک سو، بیش از چهل شب و روز است که ملت شریف ایران، در میدان و خیابان، با صلابت و یکپارچگی، شعار “نه سازش، نه تسلیم، نبرد بر آمریکا” را سرلوحه مواضع خود قرار دادهاند و در بعثت خون قائدشان درس استقامت و پایداری اشان، نمایشی از تابلوِ اراده ملی و فریادی رسا از عمق باورها و استقامت آنها در برابر زیادهخواهیهای آمریکاست. حال پرسش اینجاست که این “اقناع داخلی” برای کدام بخش از جامعه در نظر گرفته شده است؟
زمانی که ملت، خطوط قرمز و اصول بنیادین خود را با وضوح تمام اعلام کرده است، توجیه مذاکره با عناوینی چون “اقناع داخلی”، بیش از آنکه نشان از درایت سیاسی داشته باشد، بوی گسست از واقعیت و عدم درک صحیح از گفتمان مردمی را میدهد. گویی، تحلیلگر، از درک عمق بصیرت و اتحاد ملی غافل مانده یا عمداً آن را نادیده میگیرد.
اما در باب “اقناعسازی خارجی”؛ باید گفت در کمتر از یک ساله گذشته دو بار در هنگامه مذاکرات، شاهد دو حمله آشکار و اقدامات تروریستی رژیم آمریکا علیه کشور عزیزمان بودیم و در بار دوم علاوه بر ترور فرماندهان نظامی، به شهادت رساندن عالیترین مقام کشور را نیز در پی داشته است. در چنین شرایطی، آیا باز نیازی به “اقناع” خارجی است؟ جهان دیگر چگونه میخواهید اقناع کنید؟
انتظار اقناع جهانی در حالی که اوج جنایت و خصومت در حق ما روا داشته میشود، نه تنها منطقی نیست، بلکه تصویری انفعالی و حتی شکننده از هیبت نظام اسلامی ارائه میدهد. چگونه میتوان انتظار داشت دنیا پس از چنین ضرباتی، تحت تأثیر “اقناع” ما قرار گیرد، در حالی که خود به وضوح شاهد صحنه جنایات ناباوری چون حمله به مدرسه میناب بوده است؟
بدین ترتیب، این توجیه که “مذاکرات برای اقناعسازی بوده است” با هر انگیزه یا دلیلی صورت گرفته باشد، به هیچ وجه نمیتوان تبیینی قانعکننده یا موجه برای ابهامات موجود باشد. این شکاف میان تحلیلهای ارائه شده و واقعیت میدانی، میتواند نتایج غیرواقعی در تصمیمگیریهای کلان و همچنین دلسرد کننده برای مردم وفادار به آرمانهای انقلاب ایجاد کند.
انتهای پیام/