فرصتسوزی یا ارسال سیگنال ضعف؟
به گزارش حوزه سیاسی خبر بندر امام خمینی(ره)، مصاحبه اخیر «تاکر کارلسون» خبرنگار مطرح آمریکایی و چهره نزدیک به دونالد ترامپ، با رئیسجمهور مسعود پزشکیان، بازتابها و تحلیلهای متعددی را در پی داشته است. این مصاحبه که بهزعم برخی، میتوانست تریبونی برای نمایش اقتدار و مظلومیت ملت ایران باشد، از سوی برخی تحلیلگران بهعنوان ارسال پیامی ضعیف و حتی فرصتسوزی در عرصه دیپلماسی رسانهای تلقی شده است. در ادامه، ابعاد مختلف این گفتوگو بررسی میشود:
۱. ضعف در پیامرسانی و فرصتسازی برای دشمن
بر اساس تحلیلهای موجود، لحن گفتوگو و نحوه پاسخگویی رئیسجمهور به مسائل کلیدی، بیش از آنکه بازتابدهنده اقتدار ملی باشد، سیگنال ضعف به مخاطب خارجی ارسال کرده است. تجربههای پیشین نیز نشان داده که پیامهای ضعیف در عرصه دیپلماسی نهتنها مانع حملات نمیشوند، بلکه آنها را تشدید میکنند؛ چنانکه در گذشته، اشتیاق بیپایه برای مذاکره، بدون تغییر در رفتار طرف مقابل، منجر به تحریمهای تازه و در نهایت حمله مستقیم دشمن به خاک ایران شد.
۲. استانداردهای دوگانه حقوق بینالملل
سکوت در برابر اقدامات غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، از جمله حمله مستقیم به ایران و جنایات در غزه، نشان میدهد که این دولتها هرگز به دنبال توجیهات حقوقی یا اجماع جهانی نبودهاند. در همین راستا، اشاره نکردن رئیسجمهور به این واقعیات تلخ، عملاً بخشی از حقیقت را نادیده گرفته است؛ در حالی که سفر اخیر نتانیاهو به آمریکا، با وجود فهرست بلندبالای جنایات جنگی، حتی با کوچکترین بازخواست حقوقی مواجه نشد.
۳. وحدت ملی یا حذف جریان انقلابی؟
انسجام ملی نباید بهانهای برای حذف یا خفه کردن جریان انقلابی کشور باشد. اتفاقاً وحدت واقعی حول محور مقابله با دشمنان اصلی ملت ایران، یعنی آمریکا و اسرائیل شکل گرفته است. تفکیک نقش این دو کشور در تجاوز اخیر به خاک ایران، آن هم توسط مقامات عالی کشور، نهتنها غیرواقعبینانه است بلکه انسجام ملی را مخدوش میکند.
۴. فرصتسوزی در مقابل رسانههای جهانی
مصاحبه با چهرههایی چون کارلسون، بهترین فرصت برای بیان مظلومیت ملت ایران و افشای نقش واقعی آمریکا در تهدیدهای اخیر بود. این در حالی است که در بخشی از گفتوگو، گویی تلاش شده ترامپ تطهیر شود و نقش او در اقدامات ضدایرانی نادیده گرفته شود. برای مثال، میشد در پاسخ به سوالی درباره فتوای مراجع، با صراحت اعلام کرد که تهدید به ترور رهبر انقلاب از سوی مقامات رسمی اسرائیل و آمریکا صورت گرفته است و در ضمن فتوای مراجع، بدون نامبردن اسم کسی بوده و بطور کلی فتوا داده اند که هر تهدیدکننده رهبر انقلاب اسلامی، محارب محسوب میشود و این حرکت واکنشی بوده است و نه کنشی.
۵. پیام جهانی جمهوری اسلامی کجاست؟
این گفتوگو تنها برای مخاطب آمریکایی نیست. ملتهای منطقه، افکار عمومی محور مقاومت و جهان اسلام نیز آن را میبینند و قضاوت میکنند. پیام جمهوری اسلامی طی دههها، صدای مقاومت، اقتدار و عزت بوده است. هر عقبنشینی در ادبیات و مواضع رسمی، نهتنها در داخل، بلکه در افکار عمومی منطقهای و بینالمللی نیز تأثیر منفی دارد.
۶. عقبنشینی یا ترغیب به حمله؟
ترامپ و امثال او بهراحتی این تحلیل را دارند: جمهوری اسلامی در طول دههها تمامی رؤسای جمهور آمریکا را با چالش مواجه کرده، اما امروز مقامات ارشد آن در مصاحبه با خبرنگاران آمریکایی و در فضای مجازی، حتی نام آمریکا را در شعار «مرگ بر آمریکا» نمیبرند. این نوع رفتار، بهجای ترغیب به مذاکره، دشمن را به حمله بیشتر ترغیب میکند؛ با این تصور که جمهوری اسلامی وارد فاز انفعال و تسلیم شده است.
۷. فاصله با سیاستهای کلان نظام
سیاستگذاری کلان کشور بر عهده رهبر انقلاب اسلامی است و نگاهی گذرا به مواضع ایشان، نشاندهنده فاصله عمیق دیدگاههای اخیر برخی مسئولان با سیاستهای اصلی نظام است. حمله به خاک ایران و تضعیف عمق استراتژیک کشور، نتیجه سیاستهایی است که برخلاف خط مشی مقاومت طراحی شدهاند. نیروهای انقلابی تاکنون نجابت کردهاند که این ناکامیها را تماماً متوجه دولت نکرده اند.
۸. سکوت مصلحتی یا صبر انقلابی؟
گرچه حجم نقدها بیش از آن چیزی است که گفته شد، اما صبر و نجابت انقلابی اجازه نداد تاکنون بسیاری از ناکارآمدیهای جریان موسوم به «وفاق» (اعم از اصلاحطلب یا اصولگرا) علناً بازگو شود. با این حال، خطر تداوم روند کنونی، از آنجا که ممکن است کشور را به نقطهای غیرقابل بازگشت برساند، سکوت مطلق و عدم انتقاد را جایز نمی شمارند.
انتهای پیام/